خدا رو شکر به خیر گذشت

امیر حسین جان امروز توی بارون  دویدی ...پات لیز خورد و با صورت محکم خوردی زمین ....ابروت باز شد و خیلی خون اومد....چشمات جاییی رو نمیدید اولش....بخیه می خواست اما نزاشتی ...منم اصراری نکردم اما جاش همیشه روی ابروت میمونهناراحت...همش میگم خدارو شکر اتفاق بدتری نیفتاد...

/ 0 نظر / 20 بازدید